تبليغاتX
امير سالار -

امير سالار

يادداشتهای يک "غير قابل تحمل"، حتي برای خودش!

لازم نیست حتما مثل اینجانب فیلم باز (!) یا به عبارتی خوره فیلم باشی تا از دیدن شاهکاری مثل  the mist کیفور بشی و لذت ببری. راستش طرفداران ژانر ترسناک توی این چند سال حسرت دیدن یه اثر ماندگار به دلشون مونده بود تا اینکه پارسال فیلم   30 days of night به بازار اومد و اگر چه برحول محور تکراری خون آشامان می چرخید اما نوع نگاه متفاوت به موضوع به همراه فضا سازی سرد و سیاه، چهره پردازی جالب و پایان غیر قابل پیشبینی باعث شد تا اثری ماندگار خلق بشه. امسال هم به لطف "میست" باز دوباره شاهد یه فیلم جذاب دیگه هستیم. شخصیت اصلی داستان (فیلمpunisher  یادتون هست؟ قدیمیه نه ها اونکه توی ۲۰۰۷ ساخته شد رو میگم. یکی نیست بگه  عوض اینهمه آدرس دادن اسم طرفو بنویس. خب چکار کنم یادم نیس. حافظه نداریم که به خدا) همراه با زن و پسرش توی خونه ای خارج از شهر زندگی میکنه. بعد از یه طوفان سنگین که باعث افتادن درخت ها، ریختن سقف انباری و قطع راه های ارتباطی میشه تصمیم میگیره به شهر بره تا هم به تلفن دسترسی داشته باشه و هم اینکه از فروشگاه خرید کنه. ورود پدر و پسر کوچیکش به فروشگاه همان و آغاز ماجرا همان! جالب اینجاست که تقریبا 90 درصد فیلم در همون فروشگاه بزرگ مواد غذایی میگذره اما اینجانب امیر سالار به لطف تجربه مشاهده صدها فیلم قاچاق (!) تضمین می کنم که بعد از گذشت 10 دقیقه از فیلم -  به صدا درآمدن آژیر خطر و پایین اومدن و گسترده شدن مه یا همون "میست"  بروی شهر - حاضر نیستین لحظه ای از جلوی تی وی بلند بشین و  اگر (گلاب به روتون) تنگتون ام بگیره تا پایان فیلم دندون رو جیگر میذارین و از جاتون جم نمیخورین.

 جدا از  special effects های دیدنی، داستانی گیرا (همین بس که سناریوی فیلم بر اساس داستانی از حضرت استفن کینگ نوشته شده)، بازی های قوی و ریتمی جذاب و نفس گیر، یک پایان نام متعارف و در عین حال تکان دهنده باعث میشه تاthe mist  برای همیشه در یاد ها باقی بمونه. سعی کنید نسخه دی وی دی فیلم رو ببینید.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 14:9  توسط امير سالار  |